Google Website Translator Gadget

10.30.2010

دازاین چیست ؟

دازاین چیست ؟یا به نحو هایدگری باید بپرسیم دازاین چه انکشافی برای ما دارد ؟ چرا هایدگر از واژه ی دازاین برای نوعی از هستن که انسان باشد یاد کرده است ؟

کلمه ی دازاین در زبان عادی آلمانی کلمه ای است که فیلسوفان از آن به معنای وجود استفاده کرده اند، به عنوان مثال، کانت در بحث از وجود خدا از این کلمه استفاده میکند، اما هایدگر در وهله ی نخست این کلمه را تحت اللفظی معنا میکند: آنجا بودن یا هستی. (( این کلمه عمداٌ مبهم و تقریباً تسمیهای تو خالی است تا موضوعی شایسته برای فلسفه. اما این امر از نظر هایدگر امری اساسی است. او از هوسرل آموخته بودکه فلسفه باید ((بی پیشفرض)) باشد و به نظر او چنین میامد که هیچ چیز پیشفرضی رسواتر از فرض این امر نخواهد بود که آنچه در پدیدارشناسی به آزمون آن میپردازیم ((نفس)) یا حتی (( آگاهی)) است و این (( نفس)) به وضوح متمایز از بدنی است که به یک نوع مخلوق خاص متعلق است و این نفس شبیه نفوس دیگری از این قبیل است.آنچه آدمی در مرتبه ی نخست در میابد (( می اندیشم)) نیست، و نه حتی یک (( باشنده آگاه))، بلکه صرفاً نوعی واقعیت آشکار است، واقعیت (( آنجا بودن)). (5)

آدمی حق ندارد فرض کند که آنچه بدین ترتیب کشف میکند نفس یا آگاهی است، تا چه رسد که نفس یا آگاهی باشنده بشری باشد. میباید از تشخیصی اساسی آغاز کرد که وجود شخص را پیشفرض قرار نمیدهد و تمایزی میان نفس و بدن یا میان آگاهی و هرچیز دیگری را فرض نمیکند یا حتی جایز نمیشمارد»، بدین ترتیب هایدگر قصد آن میکند که از راه تحلیل باشنده خاصی که صرفاً «آنجاست» حقیقت هستی را برملا کند. بطور کلی فلسفه هایدگر صرفاً براساس شرکت کامل انسان به وجود میآید، دلیل بر اثبات این مدعا این است که هایدگر همچون دیگر فیلسوفان وجودی، شدیداً به عقلگرایی انتزاعی، بیاعتماد است و انسانها در نگاه او، نه تماشاگران هستی، بلکه شرکتکنندگان هستیاند.

انسان و یا به تعبیر هایدگر همان «دازاین» هیچگاه در هستی خود کامل نیست از این رو نمیتوان از دازاین توصیف کاملی به دست داد و انسان از امکانها فراهم آمده نه از خواص و چون برخلاف هستیهای دیگر ماهیت ثابتی ندارد همواره در حال تحقق بخشیدن به امکانهایش است و با تحقق این امکانها و یا حتی رها کردن آنهاست که ماهیت خود را میسازد.

هایدگر دو حالت بنیادی برای وجود دازاین متصور است: وجود اصیل و دیگری وجود غیراصیل. در وجود اصیل یا «خودی» دازاین امکانهای هستی خود را به تملک درآورده است در حالی که در وجود غیراصیل یا «غیرخودی» دازاین این امکانها را سرکوب و رها میکند. او وجود اصیل یا خودی دازاین را وجودی توصیف میکند که از وجود «هر روزی» فراتر رفته و وجودی است که از خود ماست همان چیزی که به گونهای مشخص آن را برگزیدیم در حالی که وجود داشتن هر روزی ما را، الگوهایی قالب میزنند که از خارج بر آن تحمیل میشوند بنابراین این دازاین هر روزی اصیل نیست همانطور که بیان شد وجود اصیل وجودی است که از وجود هر روزی فراتر رود، حال هایدگر برای آنکه از این وجود هر روزی غیراصیل و غیرخودی فراتر رود توجه خود را معطوف به دو پدیدار دیگر میکند که آن دو همان مرگ و وجدان هستند. مرگ انسان را قادر میسازد تا دازاین را در کل بودنش درک کند و وجدان که برای دازاین امکان اصیلش را منکشف میکند.

پس دازاین توانایی پرسش از هستی را دارد و همواره یک پیش فهمی از هستی دارد که بر اساس آن دست به انتخاب می زند و خود را هست می کند .

یک هستی وجود دارد و فقط یک هستی وجود که میتواند نقطه ی آغازین متقنی برای پرسش درباره ی معنی وجود آماده سازد. این هستی ، خود انسان ، موجودی است که میتواند خود درباره ی هستی خویش پرسش کند. بنابراین تنها با تحلیلی عمیق از هستی انسان یا دازاین میتوانیم به بصیرتی درباره ی هستی هستی ها دست یابیم. بدین معنی برای یک هستی شناسی اصیل تحلیل از (وجود ظهوری) انسانی شرطی ضروری را بنیاد مینهد

تقدم مساله ی هستی و جایگاه ممتاری که مطالعهی دازاین در حل این مشکل برخوردار است به طرق دیگر نیز قابل نمایش میباشد.همه ی علوم انسان ساخته اند، بنابراین همه ی مسائل علمی فقط به وسیله ی انسان قابل طرح است. در نتیجه وجود هر علمی مستلزم وجود انسان است؛ بدون انسان هیچ علمی وجود دارد . فعالیت علمی و به طور کلی ایجاد یم علم شانی از وجود انسان است. بدون شک آن نه فقط یگانه و نه عادیترین آن و نه محققاً بنیادی ترین طریقه ی وجود انسانی است

به نظر من، خصوصیاتی که دازاین دارد مشخصه ی انسان است. یعنی من از مفهوم دازاین چیزی جز انسان نمیفهمم

از گذاره های این چنینی شما پی به چی میتوانید ببرید ؟

آنچه در آغاز حقیقت، یا انکشاف است دازاین میباشد.دازاین همچون هستی همزمان در تقرر ظهوری و از آنجا به فرافکنی افتاده است، هم کشف حجاب و هم حجاب است، چه در درستی و چه در دروغ. بدین دلیل همه ی حقیقت نسبت به دازاین نسبی است چرا که دازاین آن سنخ هستی را که ذاتی حقیقت است، تصور میکند. حقیقت فقط تا زمانی وجود دارد که دازاینی وجود دارد

پیش از اینکه دازاینی وجود داشته باشد، هیچ حقیقتی وجود نداشته و وجود نمیداشت، زیرا در آن صورت حقیقت نمیتواند به عنوان ناپوشیدگی ، انکشاف،و چنان مکشوف بودن باشد

دازاین در هیچ چیز بدون داشتن متناظری در این عالم، به عنوان محض هستی در عالم جلوه میکند. هر نسبتی به هستیی، همچنانکه در شرط ضروری امکان آن، در این پیوند محض ریشه دارد. صرفاً به دلیل این حقیقت بنیادی که انسان به نحو نخستینی میباشد مراقبت و تعلق . امکان دارد. و دقیقاً این بنیادیترین ساختار است که خود را در خوف به دازاین مینمایاند.

مرگ یکی از امکانات دازاین است. هایدگر دازاین را در برابر منتشران قرار میدهد. از نگاه هایگر آدمیان یا دازاین اند که اقلیتی اصیلند و یا منتشران که اکثریتی نااصیل هستند. منتشران راههای گوناگون همرنگ جماعت شدن است.

هایدگر در هستی و زمان در واقع خصوصیات انسانی را میگوید و نسبت آنها به زمان و مکان، حقیقت و مابعدالطبیعه، تنها از واژه ی دازاین استفاده کرده است که به نحوی فرقی بگذارد بین موجودی همچون انسان زیست شناسان و وجودیت یا ذات انسانی، بیراه نگفته ایم اگر بگوئیم هایدگر منظورش از دازاین مٌثٌل غیر فیزیکی انسان است.

حال میشود زبان را فنی تر کرد و گفت از نظر هایدگر دازاین ، اگزیستانس می کند . اگزیستانس یک وضعیت وجودی نوعی است که تنها دازاین مصداق این وضعیت است . اگزیستانس خصلت بنیادین دازاین است . از نظر هایدگر جهان مجموعه ی موجودات نیست بل مجموعه ی آن چیزهایی است که به حضور در می آیند . (تنها دازاین است که می تواند هستی موجودات و هستی خود را درک کند ) دازاین هستی فرارونده دارد . هستی برون شونده و حاضر در آنجا . هایدگر می گوید : درخت هست ،اسب هست ،خدا هست ،فرشته هست و... اما اینها اگزیستانس ندارند . برون شونده نیستند . هستی اینها را مقوله ای و ثابت و ایستا می داند . در حالی که دازاین است که هستی را تجربه می کند ، در جهان حضور دارد و چیزی جز این حضور مستمر و باشنده در جهان نیست.

ماخذ:

1. واکاوی مرگ در اندیشه ی مارتین هایدگر نوشته ی آقای ا منصوری برگرفته از سایت سیاه

2.پیش درامدی به فلسفه ی مارتین هایدگر نوشته ی جوزف حی کاکلمانس

3.وجود و زمان ترجمه ی محمود نوالی

4.مارتین هایدگر، انکشاف هستی دازاین در پدیدار شناسی هرمنوتیکی روزنامه ی رسالت نوشته ی سکینه نعمتی

5.از دازاین هایدگر تا انسان معاصر روزنامه ی ایران

1 comment:

  1. امکان می تواند آدم را زنده نگه دارد!! اما همه چیز همان است که هست. هست!

    ReplyDelete