Google Website Translator Gadget

7.05.2011

آیا خدای ادیان یکی است ؟

آیا خدای ادیان یکی است ?

خدا در ادیان شرق دور
(‌چین)
طی مطالعاتی که هرودوت بزرگ و دیگر مورخان چینی به ما میدهند در نزد چینیان آن زمان خداوندگاران زیادی که همگی نماینده ی یکی از صور آسمانی یا زمینی بودند فرض میشده است که در این میان " شانگ تی" از بزرگترین خدایان بوده که موسوم به خدای افلاک است و دیگری "هاتن" الهه ی اعظم که میتوان طبق توضیحات وی را همسر شانگ تی فرض کرد. بقیه ی خدایان نظیر خدای ستاره و ماه و خورشید و باد از درجه ی کمتری بربخوردار بودند طوری که میتوان انها را از درجه ی اهمیت بمانند آرایش ارتشی ترسیم کرد. اقوام چین باستان معتقد بر دو نیروی مثبت که نر بوده و منفی که ماده بوده که اولی نور و دیگری تاریکی را به وجود میاوردند نیز بودند. این طرح مذکر و مونث در دو اسم دیگر که اولی " یانگ"
خدای خیل و برکت و خدای تابستان و گرما- و دومی "یین" -خدای آسایش و آرامش و خوشی و خدای زمستان و انفعال و سکون- دیده میشود.
در شرق دور فرق دیگری هم موجود بود که معتقد به ارواح که نمایندگان طبیعت بودند و همچنین پرستش ارواح نیاکان و پهلوانان دیده میشود و همچنین نظم عالم و امور جهان را از خدای آسمان میدانستند و در عین حال مبدا علل قوای اصلی جهان را از " تائو" نیز میدانستندکه از نظر لغوی به معنای راه فضیلت است .
اما در ژاپن وضع به شکل دیگری بوده است بقایای به جای مانده و تحقیقات حاکی از آن است که مردمان آن دیار معروف به " قوم آئینو" توتم پرست بودند. آنها بر طبق افسانه ای خود را از همخوابگی یک خرس یا زنی میدانند و معتقد هستند که از نسل آنانند. عید خرس یکی از مهمترین اعیاد آنان بود که در ان خرسی را از مادرش جدا کرده و زنی از اقوام " آئینو" به او شیر میدهد سپس خرس را مردی خفه کرده و قطعه قطعه اش میکنند و میخورند. در نزد ژاپنیان روباه نیز خیلی مقدس بوده است و عده ای خود را زا نژاد روباه میدانند. مذهب شینتو که قدمتش تقریباً‌ معاصر با بودا است نیز معتقد به دو خدای " ایزاناکی" که نر و "ایزانامی" که ماده میباشد که از این دو ،‌سه خدا که بزرگترین خدا " اماتاسو" و سپس " توکی یومی" خدای ماه که از گلوگاهش " سوسانو" خدای طوفان به وجود آمد تشکیل شده است و این سه خدا تشکیل حکومت دادند ....

خدا در میان هندی ها

در میان هندوها که اغلب برهمایی و بودایی هستند نیز خدایان بسیاری یافت میشود که امروزه نیز در معابدشان قابل رویت هستند که نامهای آنها عبارتند از : برهما ، شیوا، ویشنو، لاکش می، پروتی، سرس وتی، کریشنا، کانش ، نیروانا و غیره را میتوان دید، از احوالات قدیم این اقوام اطلاعات زیادی در دست نیست چرا که این مردمان به هیچ وجه اهل نوشتن و ثابت و ضبط وقایع نبودند و با اینکه از ملل قدیمی هستند از نظر تاریخی بی هویت تر از خودشان نیست .
یکی از قدیمی ترین عقاید عقیده به "وداس" است که طبق قرائن به ستایش از صور آسمانی و آب و خاک میپرداختند.
گویند معاصر با موسی پیامبر؛ در هند کریشنا ظاهر شده است که وی اعتقاد بر برهما را ترویج داد که معتقد بر تجسد خدا داشته که البته اعتقاد به ایندرا، وروا، ساویتری، سوما، یاما، دیده میشود که هر یک از اینها نیز نماد یکی از صور آسمانی و افلاک نیز است و علاوه بر اینها به ماده گاو نیز احترام خاصی قائلند و ادرار و مدفوع آنرا به عنوان تبرک نگهداری میکردند. البته باید خاطر نشان کرد که برهمائیان امروزه اعتقاداتشان در حدود زیادی با اعتقادات آن روزگاران متفاوت است .

خدا در ایران باستان

آن جور که از شواهد بسیاری بر میاید در ایران باستان ستایش آفتاب و ستارگان و آتش افروخته و اعتقاد بر قوای مافوق این جهان دیده میشود و احتمالاً آئین میترا که به معنی آفتاب است به ان روزگاران میرسد، دیانت زرتشت سالها پس از میترایست به وجود آمده که جای دارد در اینجا توضیحاتی درباره ی مفهوم خدا نیز در این دین باستانی ایران زمین بدهیم.
اشو زرتشت پیامبر این آئین خداوند را به نامهای اهورا، مزدا، اّشا یا ترکیبی از اینها به مانند اهورا مزدا، مزدا اهورا و گاهی مزدا اّشا خوانده است که به معانی مختلف میشود ترجمه کرد که عبارتند از: هستی بخش، سرور دانا، و داور هستی
در تفکرات این شریعت خداوند هستی بخش است چنانکه زرتشت مینویسند:‌اهورا مزدا ، آن هستی جهانی و کلی است که همه هستی ها داده او و پایدار از اوست. از نظر زرتشتیان اهوارا مزدا از آنچه دارد موجودات را هستی میدهد از این رو، افرینش بنا به فلسفه ی زرتشتی، قدیم است . همیشه با اهورا مزدا و در اهورا مزدا بوده است.

اهورا مزدا جهان را از هستی خود داده است.از این رو جهان هستی از خداوند جدا نیست. ولی اهورا مزدا کلی و مطلق است و گیتی جزئی و نسبی است. اهورا مزدا از خرد خود، جهان را آفریده و آفرینش را قانون بخشیده است.
اهورا مزدا خوبی و داد مطلق و بدون قید و شرط است بدی در استان او راه ندارد . خداوند زرتشت کینه توز و انتقام جو نیست. او از بدی و ویرانگری دور است. اهورا مزدا گوهر کمال است. او همه خوبی ها را دارد و همه خوبی ها را از خود میدهد. اهورا مزدا، بی آغاز، بی انجام و جاودانی است.
هنگامی که اهورا مزدا میخواهد خود را به زرتشت معرفی میکند میگوید: نخستین نام من هستی، دومین نام هستی بخش و سومین نامم باشنده در همه هستی بخش و سومین نامم باشنده در همه هستی هاست، چهارمین نامم بهترین راستی، پنجمین نام من آفریننده همه نیکی ها و پاکی هاست، ششمین و هفتمین نام من خرد و خردمند ، هشتمین و نهمین نام من دانش و دانشمند و دهمین نام من افرینده است.
اشو زرتشت خدایی را جهان برونی جهان درونی و اهورایی نیز توصیف کرده است. این بدان معناست که خدا همه جا هست جهان وابسته به اوست خدا در همه چیز جلوه میکند و همه هستی جلوه ای از اوست و در نهایت اینکه اندام و پیکره ندارد.
چنانکه دریافتیم دیانت زرتشت از کهن ترین ادیان است که اندیشه ی تک خدایی را گسترش داده و همچنین به نوعی وحدت وجود نیز در ماهیت اهورامزدا اعتقاد دارد.

خدا در مصر باستان
آنجور که شواهد نشان میدهد و همچنین افسانه های به جای مانده از آن زمان این مردمان در ابتدا توتمیست بودند ولی بعداً به گونه ای به پرستش افلاک پرداختند که در اینجا نام چند تا از خدایان را میبریم
ایزیس: خدای بزرگ افرینش و زنده کننده ی مردگان،‌که گویند پس از مرگ همسرش ( اوزبرنس ) از اشک او رود نیل طغیان کرد فرزند وی (هوروس) است.
اوزبرنس: خدای جهان زیر زمین است که قضاوت بین مردگان را به عهده دارد که قبل از مرگش گویا خدای کشاورزی بوده
هوروس: گویند که او خدای آفتاب است که پس از آنکه پدرش به جهان زیر زمینی میرود با حفظ سمت کارهای پدر را نیز عهده میگیرد!
شایان ذکر است که ایزیس و اوزبرنس خواهر ، برادر بودند
تفنوت: خدای نم و رطوبت
ثوث: خدای علم و نویسندگی
آپیس: خدای باروری
کب: خدای زمین و باروری آن، پدر (ایزیس) و (اوزبرنس) (نفنتیس) و (سث)
خونسو: خدای ماه و شفا بخشی ، پسر آمون و موت
آمون: خدای خورشید، پادشاه خدایان
موت: الهه ای که اسم او به معنای مادر است
نفنتیس: حامی مردگان
سث: خدای رعد و برق که اوزبرنس را کشت !
خدایان بیشتری هم در مصر باستان دیده میشود که از نوشتن آنها در این مقال صرف نظر میکنیم چیزی که مهم به نظر میرسد آن است که بدانیم ماهیت و مفهوم خدا در نزد آنان چگونه بوده که در اینجا واضح شد

خدا در یونان باستان
آنچیزی که ما از یونان باستان در مورد مسئله ی خدا میدانیم برگرفته از هومر شاعری که نهصد سال قبل از میلاد و هزیود که هفتصد سال قبل از میلاد میزیسته اند است ولی چیزی که آشکار است آن است که آنان نیز به پرستش چند خدا اعتقاد داشتند که اینرا نیز از رسالات افلاطون خصوصاً هنگامی که سقراط از اعتقادات عامه ی مردم میگوید میشود فهمید. در هر حال ما در انیجا مختصراً از آنچه از افسانه ها و نوشته ها که تحلیلگران تاریخ و کتب بازمانده در این خصوص گفته شده است را میاوریم .

محل زندگی خدایان یونان در المپ بوده است و از همین رو به خدایان المپی معروفند انان عمر جاودان دارند ولی قدرتشان نسبت به سرنوشتشان محدود است خدایان یونانی بر خلاف دیگر خدایان اشتباه میکنند و امیال خود را نیز دارند و در واقع به مانند انسانها هستند ولی نکته ی بارز در این خدایان نیز همان چیزی است که در دیگر خدایان که قبلاً عرض شد وجود داشت یعنی این خدایان نیز هر یک از افلاک را به عهده داشتند که مختصراً نام آنها را مینگاریم

زئوس:خدای خدایان است او حاکم هستی است
هرا: همسر زئوس که البته خواهرش نیز هست که خود الهه ی آسمان است
پالاس آتنا : از خدایان المپ است که به خدای عقل و مبارزه معروف است که در واقع روش های پیروزی در جنگ را میداند . پالاس آتنا از پیشانی زئوس زاده شده است وی مخترع نی ، خیش شخم زنی، دستگاه بافتنی و کشتی است.
آپولون : خدای خورشید فرزند زئوس و لاتونا که یکی از الهه ها است . او خدای جوانان و علم طب و آهنگ و شاعری نیز است

آرتمیس (اودیانا) : خواهر دوقلوی آپولون خدای جنگها و شکارها است او همچنین حافظ پاکیزگی و عفت دختران است.
افرودیت (ونوس): خدای عشق است و از کف دریا پدید آمده ونوس معشوقه ی آروس خدای جنگ است ولی همسرش مفایستوس (ولکان)
به معنای آتش فشان- خدای آتش است که آهنگر قهاری است
هرمس: یکی دیگر از فرزندان زئوس است که خبر آور بین خدایان است وی خدای تاجران و کلاهبرداران و دزدان است زیرا وی هم باهوش است و هم به انسانها ثروت میبخشد
هستیا: الهه ی اجاق خاواده است که خواهر زئوس است
پوسیدون (نپتونوس): حاکم دریا ها است.
ایریس: خدای رنگین کمان و قاصد زئوس بوده
هبه خدای جوانی و دیگه خدای بخت است و البته بسیاری از خدایان دیگر که گفتن آنها در این مقال لازم به ذکر نیست.

قبل از آنکه به توضیح مسئله خدا در میان ادیان سامی می پردازیم لازم به ذکر است که در بقیه ی نقاط اعتقاد به خدا تقریباً به همان نحوی بوده که قبلاً عرض کردم در هر حال در اینجا اختصاراً به احوالات ملل دیگر میپردازیم.
در آفریقا، استرالیا، آمریکا با توجه به شواهد و قرائن و همچنین قبایل عقب مانده ای که خصوصاً در آفریقا و استرالیا همچنان وجود دارند میتوان دریافت که اغلب این جوامع توتمیست بودند که شامل پرستش یکی یا چند حیوان میشود که آن حیوان یا حیوانات به عنوان توتم یک قبیله برگزیده میشود و اعضای قبیله در مراسم عبادی خود سعی بر ان دارند که با زیور آلات و زدن ماسک و یا رنگ کردن صورت خود را شبین توتم قبیله ی خود کنند.

خدا از منظر دین یهود

اسم خاص خدا در دیانت یهود (‌یهوه )‌به معنی باشنده است این نام را بی جهت نباید به زبان راند زیرا که در فرمان دوم از ده فرمان {سفر خروج باب ۲۰ آیه ۷ } آمده است : نام یهوه خدای خود را به باطل مبر، زیرا خداوند کسی را که اسم او را به باطل برد بی گناه نخواهد شمرد.
در سفر خروج خدا را اینگونه معرفی میکند : هستم آنکه هستم.
و یا در فرمان اول آمده است
" من هستم ، یهوه خدای تو ... تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد"‌
در سفر پیدایش بال اول میخوانیم که خدا مطرح میکند که در شش روز دنیا را آفریده است و در روز هفتم استراحت کرده است چنانچه میخوانیم " در ابتدا خدا آسمان و زمین را آفرید و روشنایی و از تاریکی جدا کرد و نام روشنایی را روز و نام تاریکی را شب گذاشت ...."‌و این داستان همچنان ادامه دارد تا هر آنچه در هستی موجود است به دست یهوه " خدا " ساخته شده است
این که بگوئیم خدای یهود،‌خدای نژاد پرست است و بین قوم بنی اسرائیل و دیگر اقوام تبعیض قائل است بی راه نگفته ایم، اول آنکه تمام پیامبرانش از همین قوم هستند و از اقوام دیگر قومی انتخاب نکرده است و یا فرضاً زمان جنگ با عمالیفیها خداوند به موسی میگوید: " شرح این پیروزی را بنویس تا به یادگار بماند و به یوشع بگو که من نام و نشان مردم عمالیق را از روی زمین محو خواهم کرد " سفر خروج
و باز در سفر خروج مینویسد :" خداوند از میان کوه خطال به موسی فرمود: دستورات مرا به بنی اسرائیل بده و به ایشان بگو: شما دیدید که من با مصریان چه کرده ام و چطور مانند عقابی که بچه هایش را روی بالها میبرد شما را برداشته ،‌پیش خود آوردم. حال اگر مطیع من باشید و عهد مرا نگهدارید از میان همه ی اقوام، شما قوم خاص من خواهد بود هرچند سراسر جهان مال من است، اما شما برای من ملتی مقدس خواهید بود و چون کاهنان مرا خدمت خواهید کرد"
درست است که در تورات ، سفر خروج خداوند از اصفات خیر خود سخن میگوید ولی بی راه نیست اگر بگوئیم این خدا، خدایی غضب آلود است و گاه و بی گاه عصبانی میشود و همچنین برای جان انسان ها اندک ارزشی قائل نیست
" یهوه خدای رحیم و رئوف و دیر خشم و کثیر احسان و وفا نگهدارنده ی رحمت برای هزاران و آمرزنده ی خطا و عصیان" توران سفر خروج باب ۳۶
" او سخره است و اعمال او کامل، زیرا همه طریقهای او انصاف است خدایی امین و از ظلم مبرا" تورات سفر تثنیه باب سی و دوم
"من که خدای تو هستم، خدای غیوری هستم و کسانی را که با من دشمنی کنند، مجازات میکنم. این مجازات ، شامل حال فرزندان آنها تا نسل سوم و چهارم نیز میگردد. اما بر کسانی که مرا دوست داشته باشند و دستورات مرا پیروی کنند، تا هزاران پشت رحمت میکنم" سفر تثنیه باب ۲۰
"هر کسی پدر یا مادرش را بزند باید کشته شود."
"هر کس انسانی را بدزد، خواه او را به غلامی فروخته و خواه نفروخته باشد ، باید کشته شود"
" اگر گاوی به مرد یا زنی شاخ بزد و او را بکشد، آن گاو باید سنگسار شود و گوشتش هم خورده نشود، آن وقت صاحب آن گاو بی گناه شمرده میشود ولی اگر گاو قبلاً سابقه ی شاخ زنی داشته باشد صاحبش هم از این موضوع خبر داشته ولی گاو را نبسته باشد در این صورت هم گاو سنگسار گردد و هم صاحبش کشته شود " قوانین درباره ی مجازات
"من فرشته ای پیشا پیش شما میفرستم تا شما را به سلامت به سرزمینی هدایت کند که برای شما آماده کرده ام به سخنان او گوش دهید و از دستور آتش پیروی کنید. از او تمرد نکنید، زیرا گناهان شما را نخواهم بخشید ، چرا که او نماینده ی من است و نام من بر اوست اگر مطیع او باشید و دستورات مرا اطاعت کنید، آنگاه من دشمن دشمنان شما خواهد شد " وعده های خدا سفر خروج ۲۰

البته بر طبق کتاب تورات خدا چهره های دیگری هم دارد فی المثل در سفر پیدایش باب سی و دوم در محلی که یعقوب نبی آنرا فنی ئیل نامید زیرا در آن مکان خدا بر قالب مردی ظاهر شد و با یعقوب کشتی گرفت و چون زور یعقوب بیشتر از خدا بود ،‌ خدا به ران وی ضربه زد بلکه بتواند بر او پیروز شود !
یکبار هم در سفر خروج باب نوزدهم به حالت ابری بر موسی نازل میشود
" خداوند به موسی فرمود: من در ابر غلیظی نزد تو میایم تا هنگامی که با تو گفتگو میکنم قوم به گوش خود صدا مرا بشنوند و از این پس گفتار تو را باور کنند " بعد از دو روز همین اتفاق افتاد و خداوند در کوه در غالب ابر ظاهر شد ولی " خداوند به موسی فرمود: پائین برو و به قوم بگو که از حدود معین تعیین شده تجاوز نکنند و برای دیدن من بالا نیایند و گرنه هلاک میشوند. حتی کاهنانی که به من نزدیک میشوند باید خود را تقدیس کنند تا بر آنها غضبناک نشوم"
خداوند یهود مدعی آن است که زبان ملل را از روی عمد تغییر داده است زیرا که از اتحاد آنان آشقته بود و چون مردم میخواستند در شهر بابل برجی بسازند که تا آسمانها برود خداوند گفت " زبان همه ی مردم یکی است و متحد شده ، این کار را شروع کرده اند. اگر اکنون از کار آنها جلوگیری نکنیم، در آینده هر کاری بخواهند انجام خواهند داد. پس زبان آنها را تغییر خواهیم داد تا سخن یکدیگر را نفهمند "‌
داستانهای عهد عتیق بسیار است که در هر یک خدا کارهای جالبی کرده است و البته باید گفت که اصولاً موجود بد قول و همینطور سادیسمی هم هست و وعده های بی سر و ته به پیامبران خود میدهد و آنها را به کارهای عجیبی وا میدارد که مثالهای معروف آنها داستان قربانی کردن اسماعیل به دست ابراهیم پیامبرش است تنها برای اینکه بداند ابراهیم چقدر او را دوست دارد و یا داستان ایوب که انقدر او را زجر میدهد که وی به گلایه میفتد و میگوید : اینک جانم بر من ریخته شده است، و روزهای مصیبت گرفتارم کرده است . شبانگاه استخوانهایم در اندرون من سفته میشود و پی هایم از درد آرام ندارد. از شدت سختی گریبان پیراهنم مرا تنگ میگیرد . مثل خاک و خاکستر شده ام و در گل افتادم. و در چنین حالی به تو تضرع میکنم و بدان توجه نمیکنی .... " ایوب باب ۳۸
و البته خداوند به جای اینکه به او وعده ای بدهد میگوید که تو کی هستی که مرا ملامت میکنی تو کجا بودی که من دنیا رو خلق میکردم و ...
به هر روی اگر خواننده ی یهودی و یا کسانی که اندک باوری به کتاب مقدس دارند زحمت مطالعه ی کتاب را به خود بدهند نیک خواهند دید که ما قسمت کوتاهی جز هر آنچه مکتوب است را برای واضح شدن شخصیت خدای دین یهود در اینجا ذکر نکرده ایم.

خدا در دیانت مسیح
کتاب مقدس ،‌کتابی است که آنرا مسیحیان قبول دارند و شامل دو قسمت مجزا عهد عتیق (‌همان تورات )‌و عهد جدید میباشد.

اما ماهیت خدا در دیانت مسیح غیر از آن است که در دیانت یهود است و این شخصیت را میشود شخصیت دوگانه دانست
در نظام اندیشه ی مسیحی در رابطه با خدا اصل تثلیث بیانگر مفهوم خدا است که از آن به نام " پدر
پسر روح القدس " یاد میشود . مسیحیان که یکتا پرست بوده و به همین دلیل دو مفهوم مجزا از روح القدس دارند که همان آفریننده و محرک جهان و نامتناهی و قائم به ذات است که تقریباً هر آنچه در خدای یهود است را شامل میشود.
اما چهره ی دیگر خدا که کاملاً متمایز از خدای یهود است اینگونه وصف شده است
" خدا محبت است " انجیل یوحنا باب ۴ آیه ۸
" خدا جهان را اینقدر محبت نمود که ...." انجیل یوحنا باب ۳ آيه ۱۶
" خدا نور است و ذره ای تاریکی در او وجود ندارد ... "‌یوحنا باب ۱ آیه ۶
این خدا کاملاً مهربان است و تنها چیزی که از او مشهود است محبت است ،‌ که میتوان حد محبت را چنانچه اناجیل میگویند به پدر تشبیه کرد.
" ببینید خدای پدر چقدر ما را دوست دارد که ما را فرزندان خود خوانده است، و همینطور نیز هستیم" یوحنا باب ۳ آیه ۱
" از درگاه پدرمان خدا و خداوندمان عیسی مسیح ،‌طالب رحمت و آرامش برای شما هستیم " نام اول پولس باب ۱ آیه ۳
" سپاس بر خدا باد، به خدا که پدر خداوند ما عیسی مسیح است. او از سر لطف بی پایان و عظیم خود، ما را از سر نو مولود ساخت و عضو خانواده ی خود گرداند."
"خداوند ملجا و قوت ماست و مددکاری که در تنگیها فوراً یافت میشود " مزامیر ۴۵ آیه ۱

در اندیشه ی مسیحی ، عیسی فرزند خواست که برای هدایت مردم آمده است و وقتی که به صلیب کشده شد کفاره ی گناهان انسا را با خون خود داد و این نیز از محبت خدای مسیحی است.
همانطور که در مضمون چندین آیه از انجیل میخوانیم
مرگ عیسی مسیح کلید اصلی در تحقق مقصود خداست . از آنجایی که نطفه ی عیسی را روح القدس بست، کامل متولد شد و میتوانست تا ابد بر روی زمین زندگی کند . با این حال ، جان خود را قربانی کرد تا بشر فرصتی برای زندگی ابدی به دست آورد یعنی زندگی کاملی که آدم و حوای نامطیع از دست دادند
متی ۲۸:۲۰ لوقا ۱:۳۴.۳۵ یوحتا ۲:۳۶ ۱۶:۳ پطرس (پولس) ۱۳:۳

خدا در دیانت اسلام

خدا در دیانت اسلام که به نام "الله" شناخته میشود از چند لحاظ قابل تامل است که در اینجا سعی میکنیم به آن بپردازیم.
"الله" در واقع نام بتی بود که از همه ی بتهای کعبه بزرگتر بود و قبیله ی محمد بر آن اتکا داشتند همانطور که میدانیم نام پدر محمد "عبدالله" است که به معنی " بنده ی الله" است و علت داشتن این اسم به خاطر علاقه و ارادت وی به آن بت بوده است پس می بینیم که نام "الله" قدمتش به قبل از رسالت محمد پیامبر اسلام میرسد
یکی از دلایلی که کلمه ی " الله " قبل از اسلام وجود داشته به اتکا به خود قران قابل بررسی است. "" هر گاه از آنان (کفار) بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده ، و خورشید و ماه را مسخر کرده است ؟ میگویند الله ! پس با این حال چگونه آنان را منحرف میسازند؟" عنکبوت آیه ی ۶۱
اما الله همان خدای یگانه ای است که خالق هستی است چنانچه در تورات و انجیل بود "کتاب را به حق بر تو نازل کرد، که بانشانه ها کتب پیشین ، منطبق است با تورات و انجیل را " آلعمران آیه ی ۳
و البته ما میدانید که تنها بخشی از تورات به وسیله ی موسی نوشته شده است ( ده فرمان ) و بقیه به وسیله ی انبیا قوم بنی اسرائیل نوشته شده است و سالیان سال ( منظور بیشتر از عمر یک انسان و حتی بیست نسل انسانی است )‌ تورات نوشته شده و اساساً عیسی مسیح تا آخرین لحظه ی زندگی اش از وجود کتابی به اسم انجیل خبری نداشته و این کتب شامل اناجیل حواریون آن حضرت و نامه ها و نوشته های پولس میشود .
"خدا همان کسی است که آسمان را ، بدون ستونهایی که برای شما دیدنی باشد، برافراشت سپس بر عرش استیلا یافت، و خورشید و آسمان را مسخر ساخت، که هر کدام تا زمانی معین حرکت کنند! کار ها را او تدبیر میکند آیات را تشریح مینماید، شاید به لقای پروردگارتان یقین پیدا کنید . " رعد آیه ۲
"ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است." فاتحه آیه دوم
" خداوندا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم" فاتحه آیه پنجم
هر چند که در اول همه ی سوره های قران آمده است که خداوند بخشنده و بخشایشگر است "اشاره به بسم الله الرحمن الرحیم" اما آنجور که از شواهد بر میاید این چین نیست فرضاً در سوره ی بقره خداوند میگوید" کسانی که کافر شدند، برای آنان تفاوتی نمیکند که آنان را بترسانی یا نترسانی ایمان نخواهند آورد. خدا بر دلها و گوشهای آنها مهری زده و بر چشمهایشان پرده ای افکنده شده ، و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست" سوره ی بقره آیات ۶ و ۷
"خداوند هر کسی را که بخواهد به گمراهی میکشاند و هر کس را که بخواهد هدایت میکند" ابراهیم آيه ۴ نحل آیه ۹ یوسف آیه ۱۱۰ انعام آیه ۱۲۵
همانطور که ملاحظه میشود خداوند خود میخواهد که آنها کافر بمانند و در آخرت آنها را عذاب دهد حتی در مورد کسانی که به دروغ به رستاخیر ایمان دارند میگوید " در دلهای آنان یک نوع بیماری است، خداوند بر بیماری آنان افزوده، و به خاطر دروغهای که میگفتند عذاب دردناکی در انتظار آنهاست" بقره آیه ی ۱۰
"خداوند هر کسی را که بخواهد مشمول رحمت خود میکند و میبخشد و هر کسی را که بخواهد عذاب میدهد" آل عمران ۷۴ مائده ۱۸
"خداوند هر کسی را که بخواهد فهم میدهد و هر که را که بخواهد نمیدهد " بقره ۱۶۹ و ۳۷۲
"آنچه در اسمان و زمین است ،‌از آن خداست و اگر آنچه را در دل دارید آشکار سازید یا پنهان ،‌خداوند شما را بر طبق آن،‌محاسبه میکند . سپس هر کس را که بخواهد میبخشد و هر کس را بخواهد مجازات میکند و خداوند بر همه چیز قدرت دارد " بقره آیه ۲۸۴
"ببین چگونه بعضی را بر بعضی دیگر برتری بخشیده ایم، درجات آخرت و برتریهایش از این هم بیشتر است" اسراء آیه ۲۱
"ما خود برای هر پیغمبری، دشمنی از شیاطین جنس و انس قرار دادیم؛ آنها به طور سری سخنان فریبنده و بی اساس به یکدیگر میگفتند ؛ و اگر پروردگارت میخواست پنین نمیکرد" انعام آیه ۱۱۲
و ما به سوی "مدین" برادرشان شعیب را فرستادیم: گفت " ای قوم من! خدا را بپرستید ، و به روز باز پسین امیدوار باشید و در زمین فساد نکنید ولی آنها او را تکذیت کردند، و به این سبب زلزله آنها را فرا گرفت و بامدادان در خانه های خود به روی در افتاده و مرده بودند! ما طایفه (عاد) و ثمود را نیز هلاک کردیم و مساکن ویران شده آنان برای شما آشکار است.
همانطور که از آیات فوق دیده میشود معنی توانایی و دانایی و بخشندگی در واقع امر این چنین است و نیازی به نوشتن بیتر بنده نیست در این خصوص ...
البته نباید از این مسئله نیز قافل ماند که از نظر شریعت اسلام فطرتی برای شناخت خدا در وجود انسان نهادینه شده است که میتواند به نسبت آن به خدا ایمان داشته باشد چنانکه مینویسد: " پس روی خود را متوجه آئین خالص پروردگار کن ! این فطرتی است که خداوند ، انسانها را بر آن آفریده ؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست این است آئین استوار ولی اکثر مردم نمیدانند" روم آیه ۳۰
چهره ی دیگری که ما میتوانیم با توجه به قران از خداوند داشته باشیم همان وجهی است که محمد پیامبر اسلام برای اینکه حرف دلش را بزند در غالب کلام خدا آنها را مطرح کرده است و یا به عبارت دیگر خداوند هر جا لازم دیده است برای حمایت از پیامبرش خود را درگیر مسائل روزمره ی وی کرده است
حضرت رسول زمانی که عاشق همسر زید پسر خوانده اش میشود بعد از آنکه زید او را ترک میکند میخواهد که وی را به همسری بگیرد ولی این کار نزد اعراب قبیح بوده زیرا که زید پسر خوانده اش بوده پس آیه نازل میشود :‌"‌خداوند برای هیچکس دو دل در درونش نیافریده؛ و هرگز همسرانتان را که مور (ظهار) قرار میدهید مادران شما قرار نداده و نیز فرزند خوانده های شما را فرزند حقیقی شما قرار نداده است، این سخن شماست که بر دهان خود میگوئید ، اما خداوند حق را میگوید و او به راه راست هدایت میکند. احزاب آیه ۴
علاوه بر موضوع بحث این سخن جای تامل بیشتری دارد و شاید علت نهادینه رابطه های زن بابا و شوهر مادر که مساعد نیست آبشخور این جور تفکرات باشد ...
حال به ادامه ی بحث بپردازیم

" ای کسانی که ایمان آورده اید ! در خانه پیامبر داخل نشوید مگر به شما برای صرف غذا اجازه داده شود در حالی که (قبل از موعد نیایید "در انتظار وقت غذا ننشینید، اما هنگامی که دعوت شدید داخل شوید و وقتی غذا خوردید پراکنده شوید، و بعد از غذا به بحث و صحبت ننشینید ، این عمل پیامبر را ناراحت مینماید، ولی از شما شرم میکند و چیزی نمیگوید. اما خدا از بیان حق شرم ندارد! و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را آنان (همسران پیامبر) میخواهید از پشت پرده بخواهید، این کار برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است ! و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسری خود دراورید که این کار نزد خدا بزرگ است. " احزاب آیه ۵۳
آیه ی بالا در زمانی نازل شد که گویا زمانی بود که جشن همسری حضرت رسول با زینت دخر حجش اسدی ( همسر مطلقه ی زید ) بوده است که میخواستد به نحوی به میهمانان بگوید بروید پی کارتان !
و یا در سوره ی تحریم آیه ۱ خداوند به پیامبر میگوید: " برای چه ای پیامبر از انچه خدا بر تو حلال کرده برای خشنودی زنانت صرف نظر میکنی "
این آیه به خودی خود راه را باز کرد برای محمد که بتواند همسران بیشتری اختیار کند.

نمونه های از این دست در کتاب قرار بسیار است که خواننده میتواند با مطالعه دقیق قران به آنها دست پیدا کند ولی ما از نوشتن آنها خود داری میکنیم زیرا که مبحث مورد نظر ما تنها معرفی خدا در این شریعت است و نه بیشتر

خدا در دیانت بهایی
در اعتقاد بهائیان نیز اعتقاد به خدای یگانه ایست که خالق هستی و دارای اختیار تام است و البته غیر قابل فهم برای مخلوقات است چنانکه بهاالله پیامبر این آئین مینویسد : " توحید بدیع مقدس از تحدید و عرفان موجودات، ساحت عز حضرت لایزال را لایل و سزا است که لم یزل و لایزال در مکمن قدس اجلال خود بوده و فی ازل الازال در مقعد و مقر استقلال و استجلال خود خواهد بود چه قدر غنی و مستغنی بوده ذات منزهش از عرفان ممکنات و چه مقدار عالی و متعالی خواهد بود از ذکر سکان ازضین و سموات" منتخباتی از آثار حضرت بهالله صفحه ی ۱۶۸
" بدان که عرفان به دو قسم است معرفت ذات شی و معرفت صفات شی. ذات شی به صفات معروف میشود و الاذات مجهول است و غیر معلوم و چون معروفیت اشیا و حال آنکه خلقند و محدودند به صفات است نه ذات پس چگونه معروفیت حقیقت الوهیت که نامحدود است بذات ممکن ... لهذا ادراک عبارت از ادراک عرفان صفات الهی است نه حقیقت الهیه . آن عرفان صفات نیز به قدر استطاعت و قوه بشریه است کما هو حقه نیست . " مفاوضات عبدالبها صفحه ی ۱۶۶ و ۱۶۷
"بگو غیب هیکلی ندارد تا به آن ظاهر شود. همیشه از هر چه ذکر شود یا به دیده آید،‌مقدس بوده و هست و خواهد بود ... غیب به خود ظهور شناخته میشود و قطعاً ظهور به خود خود برهان اعظم بین امت ها است " مضمون فارسی . منتخباتی از آثار حضرت بهالله صفحه ی ۳۹
" بگو به راستی که دلیل او خود اوست و سپس ظهورش، و برای کسی که از عرفان این دو عاجز باشد، آیاتش را دلیل قرار فرموده ... و در همه نفوس به ودیعه گذاشته انچه را که با آن آثار خدا را میشناسند " مضمون فارسی . منتخباتی از آثار حضرت بهالله صفحه ی ۷۵
" تقسیم و تعدد از خصائص خلق است که ممکن الوجود است نه از عوارض طاریه بر واجب الوجود " مفاوضات عبدالبها صفحه ی ۸۶
" متوحداً منفرداً بر مقر خود که مقدس از زمان و مکان و ذکر و اشاره و دلالت و وصف و علو و دنو بوده مستقر و لایعلم ذلک الاذی فطن بصیر" مائده های آسمانی عبدالبها جلد دوم صفحه ۵۴
" ای بنده ی الهی حقیقت الوهیت غیب منیع لایدرک ذات بحت لا یوصف منقطع الوجدانی بتصور انسان نیاید و در حد حوصله ی عقل و فکر گنجایش نیاید لهذا مظهر ظهور قابل توجه اند" قاموس محیط عبدالبها جلد چهارم صفحه ی ۸۴

نتیجه
با توجه به مطالب ذکر شده از نظر نگارنده ی این سطور اعتقاد به خدا با سیر تکامل بشر تغییر یافته و در هر دوره ماهیت خود را داشته است. در میان انسان غار نشین که بقای خود را با شکار حیوانات تضمین میکردند مسلماً حیوان نقش اساسی در زندگیشان داشته و از سوی دیگر ترس از حیوانات وحشی نیز دلیل دیگری میتواند باشد برای پرستش آنها پس واضح است که چرا در آن زمان خدای آنان توتمی از حیوانات بوده است . با گذشت زمان و پیشرفت بشر و اختراع صنعت کشاورزی و ماهی گیری و امثالهم، مسلماً نیاز بشر یک به زمین بوده که بارور کند و دوماً نگاهش به آسمانها و باد و باران بوده که آبیاری کند مزارعشان را پس در این مرحله ی تاریخی بشر اعتقاد به خدا به صورت افلاک درامده و صور اسمانی و زمینی را میپرستیدند. و همینطور میتوان ترس از مرگ و یا خواب دیدن فردی که مرده است و همینطور میل به جاودانگی را دلیلی بر پدید آمدن پرستش اموات و ارواح مردگان دانست. پرستش بت نیز نماد کامل پرستش انسان به آن چیزی است که خود میسازد یعنی پرستش صناعت و هنرش و این نیز دوره ی تاریخی خود را نیز سیر کرده و در نهایت با کشف علل وجود پدیده های آسمانی و همینطور پرسش های انسان هوشمند باعث شد که این ماهیت ( خدا )‌جنبه ی متافیزیکی و دست نیافتنی به خود بگیرد تا قائل بر آن شود که موجود یگانه ی نادیدنی هست که همه ی اینکارها در دست قدرت اوست و همینطور آسان ترین جواب برای سوالهای ما هست و این ماهیت نیز که آخرین یادگار از آن روزگارانی است که انسان نیازمند پرسشگر، خدا را خلق کرد تا آرامشی را برای خود پدید آورد.

اندیشمند باشید ایمان مطلق
ماخذ:
تاریخ ادیان هیوم
رهبران و رهروان فاضل مازندرانی
ادیان اولیه در نگاه فروید
فلسفه ی زرتشت دکتر فرهنگ مهر
عهد عتیق
عهد جدید
قران
مفاوضات عبدالبها
منتخبی از اثار بهاالله
مائده های آسمانی عبدالبها
قاموس محیط عبدالبها

No comments:

Post a Comment