Google Website Translator Gadget

10.07.2011

شاکله در فلسفه ی کانت


شاکله در فلسفه ی کانت
ایمان مطلق


ایمانوئل کانت فیلسوف پروسی اهل کونینزبرگ، به حق یکی از پنج فیلسوف بزرگ که دنیا تا امروز به خود دیده است میباشد، این اهمیت تا بدان جاست که که به زعم نگارنده کسی که فلسفه ی کانت را عمیقاً مورد مطالعه قرار نداده باشد و در آن تامل نکرده باشد هیچ راهی برای فهم فلاسفه ی پس از کانت نخواهد داشت. کانت در مهمترین اثرش، نقد عقل محض (۱) به تبیین میزان فاهمه و همچنین نقدی به مکانت قبل از خود یعنی راسیونالیسم (۲) و آمپریسم(۳) در حوضه ی معرفت شناسی (۴) به طول خاص پرداخته است. کانت ضمن تقسیم مبانی شناخت که به دو بخش ما تقدم و ما متاخر تقسیم میشود که هر یک از این دو در دو نوع حکم تحلیلی و تالیفی قرار میگیرند مفهومی اساسی دارد به نام "شاکله" که موضوع این نوشتار است.
واژه ی (
schema) که لغتی اصالتاً یونانی است که به آلمانی (schemata) نوشته میشود به اشکال گوناگونی در زبان فارسی ترجمه شده است. آقای ادیب سلطانی آنرا (دیسه نما)(۵) مرحوم فروغی آنرا ( شاکله ) (۶) جناب فولادوند  آنرا ( شکلواره )(۷) و آقای نقیب زاده آنرا (طرح)(۸) ترجمان کرده اند.
کانت اینگونه فکر میکرد که شهود های حسی ما اگر بخواهند به صورت مقولات در بیایند نیازمند واسطه ای هستند زیرا که مفاهیم محض فاهمه با شهود های تجربی هیچ تجانس و همجنسی ندارد پس وی در بین ادراکات و مقولات شاکله را قرار داد.
شاکله  به طور کلی قاعده یا جریان عملی است برای ایجاد صور ذهنی ، که مقوله ای را شکل میدهند یا محدود میسازند تا بتواند بر جلوه ها اطلاق گردد. شاکله خود یک صورت ذهنی نیست ولی نمودار یک جریان کلی برای تقوم صور ذهنی است... شاکله چون کلی است با مفهوم شباهتی دارد و چون صورت ذهنی جزئی است با کثرات شهود مشابه است و لذا تخیل قادر است بین مفاهیم و کثرات شهود وساطت کند. (تاریخ فلسفه  کاپلستون ج۶ ص۲۷۰)
کانت خودش در توضیح شاکله میگوید: شاکله در گوهر خویش همواره فقط عبارت است از یک فراورده نیروی انگارش(خیال). ولی چون همنهاد نیروی انگارش هیچ سهش منفردی را در نگر ندارد، بلکه فقط یگانگی در تعیین حسگانی را ، از این رو شاکله را باید از انگاره تمیز داد. بدینسان،اگر من پنج نقطه را یکی پس از دیگری به دنبال هم قرار دهم:.... این انگاره ایست از عدد پنج. در برابر اگر من عددی را به سان کلی فقط بیاندیشم، که اینک میتواند پنج یا صد باشد، انگاه این اندیشیدن بیشتر عبارت است از تصور یک روش که بدان وسیله، مطابق با یک مفهوم معین ، یک مقدار ( برای مثال،‌هزار ) در یک انگاره متصور میشود، نه خود این انگاره؛ زیرا من به سختی میتوانم انگاره ی عددی مانند هزار را ملاحظه کنم و با مفهوم بسنجم. اکنون من این تصور فراروند کلی ی نیروی انگارش را که برای یک مفهوم ، انگاره ی آن تشکیل میشود شاکله ی این مفهوم میخوانم .( کانت نقد عقل محض A140-B179)
برای اینکه شاکله ی ادراکات به مقولات مشخص شود مثالی میزنیم: یک گل سرخ را در نظر بگیرید، دارای شکل و اجزا، بو، رنگ و ... است ، این ادراک ما نیست که مجموع اینها را که یک کثرت است به وحدتی به نام گل سرخ می رساند بلکه این کار فاهمه ی ماست و رابطه ی بین ادراکات متکثر ها تا وحدتی که فاهمه می سازد بر عهده ی شاکله است.
پس مفهوم به قوه ی فهم تعلق دارد و مصداق به شهود ادراک، ما بین اینها شاکله است که کانت میگوید به قوه خیال تعلق دارد و از طریق شاکله سازی این ارتباط را برقرار میکند.کرنر در این خصوص مینویسد:شاکله تصور روش کلی مخیله است در ایجاد صورتی خیالی برای یک مفهوم... قاعده ای است برای ترکیب در قوه ی خیال ما ( فلسفه ی کانت اشتفان کرنر ص ۲۰۵)
کانت شاکله های مقولات را به چهار دسته تقسیم کرده که این تقسیمات مطابق صور احکام و خود معقولات است که آنان عبارتند از مقولات کمیت که به سلسله ی زمانی راجع است، مقولات کیفیت به محتوای زمان، مقولات نسبت به نظم زمانی و مقولات جهت به کلیت زمان، که در اینجا شرح خود کانت همراه با متمم کرنر را میاورم.
مقولات کمیت
شاکله ی مقولات کمیت ( وحدت، کثرت، کلیت) ، عدد است. شی که ادراک میشود ، تنها به یک شرط کمیت محسوب میگردد که بتوان آنرا با کمیات دیگر سنجید، یعنی اندازه گرفت کانت میگوید: "عدد چیزی نیست مگر وحدت ترکیبی کثرات در یک ادراک متجانس به طور کلی" (اشتفان کرنر، ص ۲۰۸)
صورت خیالی محض همه ی مقدارها ( کمیت ها)، برای حس بیرونی مکان است و صورت خیالی محض همه ی متعلقات حواس به طور کلی زمان است. اما شاکله ی محض مقدار(کمیت) به اعتبار آنکه کمیت یک مفهوم فاهمه است (عدد) است، که متشکل از آحاد متجانس و متوالی است (ادیب سلطانی، ۱۳۶۳، ص ۲۴۶)
مقولات کیفیت
شاکله ی مقولات کیفیت ( واقعیت یا ثبوت، سلب یا نفی، حصر یا تحدید ) درجه ی شدت و ضعف است . هر ادراک تجربی شامل احساسی است که باید از لحاظ شدت و ضعف، بیشی و کمی بپذیرد. مقوله ی شاکله ای یافته ی واقعیت به هر احساس واجد شدت و ضعف دلالت میکند، مقوله ی شاکله یافته ی سلب دال بر نیستی یا عدم است، یعنی درجه ی صفر شدت هر احساس به طور کلی.(اشتفان کرنر، ص ۲۰۸)
مقولات نسبت
در مقولات نسبت (جوهر، علیت ، فعل و انفعال) شاکله یا تعیین زمانی جوهر ، دوام و پایندگی در طی زمان است.
شاکله ی جوهر عبارت است از پایندگی امر واقعی در زمان ، یعنی تصور امر واقعی چونان یک فرولایه ی تعیین زمانی آروینی ( تجربی) عموماً؛فرولایه ای که بنابر این وقتی همه چیز دیگر تغییر کند، باقی میماند. (زمان خود سپری نمیشود ،‌بلکه برجاهستی ی امر متغیر در آن سپری میشود. بنابراین آنچه در پدیدار با زمان،-که خود نامتغیر است و راسخ- متناظر است، عبارت است از امر نامتغیر در بر جا هستی، که جوهر باشد. و این ایواز(صرفاً) در جوهر است که پی در پی آیند و همبودی ی پدیدارها همخواند با زمان تعیین توانند گشت.(A144)
شاکله ی علت و علیت یک شی عموماً عبارت است از امر واقعی که هر گاه بخواهیم وضع کنیم،‌همواره چیزی در پی آن می آید. بنابراین شاکله ی علت در توالی ی بسیارگان وجود دارد، تا آنجا که این توالی تابع قاعده باشد.(A144)
شاکله ی مشارکت (مبادله) یا علیت متقابل جوهر ها در رابطه با عرض های آنها، عبارت است از همبودی ی تعینهای یک چیز با تعینهای چیز دیگر، همخواند با قاعده ای عمومی.(A144)
مقولات جهت
شاکله ی مقولات جهت ( امکان عام- امتناع، وجود- عدم،وجود- امکان خاص) است شاکله ی امکان عام، امکان عام است در زمان، نه صرفاً امکان منطقی؛ شاکله ی وجود بودن در زمان معین است شاکله ی وجوب، بودن شی است در هر زمان ( کرنر ص ۲۰۹)
شاکله ی توانش عبارت است از هماهنگی ی همنهاد تصورهای گوناگون با شرطهای زمان عموماً؛بنابراین شاکله ی توانش یعنی تعیین تصور یک شی در هر زمان داده شده. (B184)
شاکله ی بودش( واقعیت)(وجود) عبارت است از بر جا هستی در یک زمان معین  (A145)
شاکله ی ضرورت(وجوب)عبارت است از بر جا هستی ی یک برابر ایستا در همه ی زمانها. (A145)
به نظر میرسد که کانت برای فرار از اینکه به فلسفه اش برچسب ایدئالیسم نزنند مجبور شده است که شاکله را مطرح کند که البته در همینجا به کارکردهای قوه ی انگارش یا خیال نیز به خوبی پرداخت و روابط بین شهودات و فاهمه را اینگونه طرح کرد، اما این سوال همیشه باقی است که هیچگونه استدلالی برای اثبات این ارتباط ارائه داده نشده است و صرفاً ادعاییست از کارکرد قوه ی خیال و به نظر میرسد که نگاهی جزمی کانت بر سر این مسئله داشته است.


critique of pure reason-1
 Rationalism -2
3- Empiricism
4- Epistemology
5- سنجش خرد ناب ترجمه ای از کتاب کانت توسط دکتر میر شمس الدین ادیب سلطانی
6-  سیر حکمت در اروپا نوشت ی مرحوم محمد علی فروغی
7- فلسفه ی کانت نوشته ی اشتفان کرنر ترجمه ی عزت الله فولادوند
8- فلسفه ی کانت نوشته ی نقیب زاده

ماخذ:
۱-سنجش خرد ناب کانت ترجمه ی میر شمس الدین ادیب سلطانی
۲- فلسفه ی کانت نوشته ی اشتفان کرنر ترجمه ی عزت الله فولادوند
۳- جلد ششم تاریخ فلسفه ی کاپلستون ترجمه ی اسماعیل سعادت و منوچهر بزرگمهر


No comments:

Post a Comment